«در عفو لذتی است که در انتقام نیست»
مزگان کاوسی
خوشحالم که به زندان آمده ام تا انسان¬ها، روابط و احساساتشان را از دریچه روشن تری ببینم و به درک «انسان» و به عمق آن نزدیک تر شوم.
خوشحالم که به زندان عمومی تبعید شدم تا با کسانی زندگی کنم که جامعه و قانون آنان را «مجرم» و «خلافکار» می¬داند تا «انسان» را از زوایای مختلف ببینم، دریابم و آسیب های اجتماعی را عمیقاً لمس کنم.
خوشحالم که امروز در «اینجا» بودم؛ در «بند نسوان زندان کچوئی» تا یکی از ناب ترین و بی-نظیرترین صحنه های انسانی را نظاره گر باشم.
امروز، چهارشنبه 17/09/1400، روزی ست که سمانه - دختری که در 19 سالگی و از روی عشق جرم همسرش را گردن گرفت - زندانیِ قصاصی پس از 17 سال تحمل حبس، به زندگی بازگشت و همه ی ما را خوشحال کرد.
از دو روز قبل، دوشنبه عصر که خبر آمد علی دائی عزیز و گروه همراهش در آخرین تلاش ها، با شاکیان پرونده در حال نشست و مذاکره اند، مجرمانِ در این لحظه به خدا نزدیک تر از