معتصم حسینی
از منظر تاریخ پرداختن به شخصیتهای تاریخی، که گاه پیروز قلمداد می شوند یا شکست خورده یا متمدن اند یا متوحش یا قهرمان یا خائن و... ، اینکه این دیدگاه ملتها را نیز در بر می گیرد، دشوار می نماید و می دانیم که گاهی این جمله نمایانگر اعتراض به تاریخ خلاف میل است که گویند تاریخ را فاتحان می نویسند. اما حقیقت این است که تاریخ آگاهی است، آگاهی از هویت و دیرینگی انسان، تمدن و فرهنگ و ادبیات او.
دراین نوشتار و با اوصاف فوق مانیز ناگزیز باید از تاریخ گذر کنیم و از منظر اسطوره به شخصیت و جایگاه «کاوه» بپردازیم چراکه اساطیر حتی فراتر از تاریخ اسناد دیرینگی تمدن بشری اند و هرچه زمان بگذرد ریشه دار و پرمعنا تر می شوند به بیانی، اسطوره نیک درونی تاریخ و جستجوی راستی و درستی است.
به باور «میرچا الیاده»:«اسطوره، داستان قدسی و مینوی است که کارهای نمایان خدایان و نیکان فرهنگ آفرین را حکایت می کند و بنابراین روایت پیدایش جهان، نوع بشر آداب و رسوم و آئین و علل خلق آنها و شرح آفرینش کون و کائنات است».
همانطور که می دانیم کاوه یک شاهزاده بود و نام او، بی واسطه نام کیانیان را فرا می خواند:
«فردیناند یوستی» زبان شناس گوید: کاوه از«کەی» و کیانه/کیانی به معنای شاهانه می آید.
«کریستین سن» نام کاوه را از«کەی» به معنای بزرگ و پادشاه می داند،
برهمین منوال، ملت کرد به کیانیان افتخار می کنند و نام افسانه ای پادشاهان ماد را نیز به نام شاهان کیانی نام می برند ؛ واژه کا و کاکه و کاکەیی در پسوند نام اشخاص و آیینی مردمان کورد امروزه حکایت از آن دارد.
کاوه از روی نام، نماد طبقات«کەی» و «کەوی» و«کواتە» بە معنی شاهان است، طبقه ای که کاوه در آن زیسته است، بر این اساس شاهان در گذشته علاوه بر پله پادشاهی جایگاه خداوندگاری نیز داشتند...!
[فریدون پادشاە منتخب کاوه نیز فارغ از شاهزادگی چنین