
اسد سیف
مسعود امیدی
بر اساس پیش نویسی که از سوی دبیرخانه سازوکار عالی مشارکت جامع راهبردی ایران و چین در خرداد سال ۹۹ منتشر شده است، این سند شامل یک مقدمه ، سند چشم انداز با ۹ بند، ضمیمه شماره ۱ (اهداف اساسی) ، ضمیمه شماره ۲ ( عناوین اصلی برای برنامه همکاری های جامع ۲۵ ساله ) و ضمیمه شماره ۳ (اقدامات اجرایی ) است.
https://cdn.naftonline.ir/images/docs/files/000023/nf00023410-1.pdf
با اینکه متن امضا شده سند منتشر نشده است، اما بر اساس گزاره برگ منتشر شده از سوی وزارت امور خارجه ایران در سایت خبرگزاری مهر (shorturl.at/dfoG9 ) می توان حدس زد که به احتمال زیاد ساختار و محتوی سند امضا شده نباید چندان متفاوت از این پیشنویس باشد.
۲. رسانه های فارسی زبان وابسته به جریان اصلی در بخش های خبری خود با ارائه گزارش ها و برگزاری میزگردها و مصاحبه ها و …، موج رسانه ای گسترده ای در ارتباط با آن راه انداختند و به صورت وسیع بر آن متمرکز شدند. در فضای ایجاد شده از سوی این رسانه ها، برخی افراد و جریان های سیاسی سعی کردند تا خود را در این ارتباط بسیار نگران استقلال کشور و نیز دموکراسی نشان دهند و گاه نیز به اعداد و ارقامی از سند اشاره می کنند که معلوم نیست آن را از کجا آورده اند و مشخص نیست اگر از متن آن اطلاع دارند، چرا برای آگاهی
منصور امان
پیام ارسال پرونده ج.ا به شورای حُکام
در دنیای ذهنی حاکمان ج.ا هیچ چیز سر جای خود نیست، تصورات آنها از آرایش صحنه بین المللی پس از تغییر دولت آمریکا به هم ریخته و رشته های باریکی که این پندارهای دور و دراز را به واقعیت آویخته بود، یکی پس از دیگری از هم گُسسته می شود تا پرورندگانش را پریشان حال بر جای بگذارد.
برخلاف آنچه که آقای خامنه ای و همدستانش به خود وعده می دادند، نقل مکان دموکراتها به کاخ سفید نه تنها شاخه نجات "نظام" از باتلاق اجتماعی – اقتصادی نگردید، بلکه در حال افزایش فشار تا جایی ست که می تواند آنها را به قعر ببرد. ارسال پرونده شرارت هسته ای ج.ا به شورای حُکام آژانس، یکی دیگر از نشانه های نااُمیدکننده ای است که دستگاه حاکم تنها چند هفته پس از آغاز ریاست جمهوری آقای بایدن دریافت می کند.
پیش از این، آمریکا در واکُنش به حملات تروریستی به پایگاه خود در اربیل و موشک پرانی در بغداد، دست به عملیات نظامی علیه یکی از مراکز مُزدوران عراقی ج.ا موسوم به "حشدالشعبی" زده بود. فراتر از بُعد نظامی به گونه مُجرد، دولت جدید آمریکا به این گونه به علامت سووال سیاسی که ج.ا به آدرسش
هدی الحسینی
همه میخواهند بدانند رئیس جمهوری جدید امریکا جو بایدن چه برنامهای برای منطقه خاورمیانه دارد. به نظر میرسد او میخواهد به وعدههای انتخاباتی خودش عمل، سیاستهای کنونی را بررسی و برخی سیاستهایی را که رئیس جمهوری سابق دونالد ترامپ امضا کرد لغو کند. دولت بایدن اعلام کرد، از عملیات ائتلاف نظامی در یمن حمایت نمیکند و نمایندگانی ویژه برای کمک به پایان بخشیدن به جنگ درآنجا انتخاب کرده، همچنین خود را آماده بازگشت به توافق هستهای با ایران میکند و تماس با فلسطینیها را از سرگرفته است و بایدن اولویتی برای تماس تلفنی با نخست وزیر اسرئیل بنیامین نتانیاهو نداد( این مکالمه هفته پیش صورت گرفت) یا دیگر سران کشورهای خاورمیانه در هفتههایی که وارد کاخ سفید شد؛ این نشان دهنده روش متفاوت او نسبت به اسرائیل است با وجود این گفته دولت امریکا که همچنان متعهد به حفظ امنیت اسرائیل است همچنانکه که حملات حوثیها به سعودی را محکوم ساخت و علناً خود را متعهد به کمک به سعودی کرد تا از خاکش دفاع کند. اما در خصوص ایران، این کشور اعلام کرد به تعهدات هستهای خود پایبند نمیماند مگر اینکه تحریمها برداشته شوند. در مقابل رئیس جمهوری بایدن اظهار داشت، امریکا تا زمانی که ایران تن به قیود موجود در توافق 2015 ندهد به توافق
عبدالستار دوشوکی
مرکز مطالعات بلوچستان ـ لندن
در بلوچستان مامورین نظام همواره "حکم تیر" داشته اند و مجاز بوده و هستند تا بنا به تشخیص "آنی" خویش با مردم بلوچ از طریق "لوله تفنگ" برخورد کنند. این حقیقت تلخ و مرگبار را همه در بلوچستان می دانند که جانهای بیگناه بیشماری را تاکنون گرفته است, بدون آنکه حتی یک مامورخاطی مواخذه یا تحت پیگرد قانونی قرار بگیرد. این سیاست بیرحمانه سرکوب و کشتار در دو دهه اول نظام جمهوری اسلامی بشدت اعمال می شد. اما در عصر پسا اینترنت و ماهواره انعکاس بیشتری یافته است. طنز تلخ روزگار این است که کسانی که در دو دهه اول بعنوان وکیل و معاون وزیر و مسئول در رژیم سرکوبگر سمت های اجرایی "تفرقه بینداز و فرامانروایی کن" داشتند؛ اکنون لعاب بدل کرده و برای بلوچ و بلوچستان اشک تمساح می ریزند و با ماموریت و معذوریت صدای همان مردم سرکوب شده را بنا به دلایل خویش منعکس می کنند. در نتیجه سرکوب و کشتار مسبوق به سابقه است. اما کشتار دهها سوخت بر بیگناه در مرز سراوان بـُعد جدیدی به این سیاست امنیتی مرگ آور اضافه کرد.
در طی سالهای اخیر که رژیم تحت تحریم نفتی بوده است, در کنار فروش و صادرات مرزی کلان سوخت در ابعاد وسیع آن توسط تانکرهای بیشمار وابسته به "برادران قاچاقچی" ء سپاه,
عبدالرحمان الراشد
در ماههای آینده تا پایان سال در همه احتمالها باز است و هرکسی گمان میکند مسائل درهر جهت تمام شده است برخطاست. سرآغازها دشوار خواهند بود؛ درگیریها و جنگهای کوچک حتی. با این حال، خوشبینی میگوید سالهای بایدن امور را به سمت حل منطقهای بسیاری از مسائل میبرند چرا که به هم گره خورده و خود نتیجه یکدیگرند. و این موجب نمیشود ترس از اینکه امور از کنترل خارج شوند و بدتر از آنچه تاکنون دیدهایم را ببینیم از بین برود.
و از آنجا که ما با دولت جدید در ابتدای راهیم، بهتر است احتمالات مثبت را آشکار کنیم نه تنها از بابت خوشبینی بلکه واقعیاند.
به نظرمن بایدن برای ایجاد صلح در منطقه تواناتر است، چرا؟
قصد من از صلح فقط در نزاع عربی فلسطینی اسرائیلی نیست، مسئلهای که به مقالی دیگر میسپاریم، بلکه صلح در جنگی خطرناکتر یعنی ایران.
در دوره دونالد ترامپ تنها یک طرح وجود داشت؛ تنبیه ایران. و در این کار موفق بود و این را گفته چند روز پیش رئیس جمهوری ایران حسن روحانی صادقانه بیان میکند:« در سال گذشته خواب خوش به خاطر ترامپ نداشتم»! ترامپ موفق شد به شکلی بی سابقه و بی نظیر خواب از چشم نظام بگیرد و واقعیت جدیدی پدید آورد که به بایدن کمک میکند تا قرارداد معقولی را محقق سازد، اگر در همان مسیر برود. ترامپ هرآنچه رئیس جمهوری سابق به ایرانیها از مزایای سیاسی و مالی هدیه کرد پس گرفت. ترامپ آنها را به سمت ورشکستگی برد و محاصرهشان کرد و تقریبا شکستشان داد. اما باید گفت، نظام با همه آنچه برسرش آمد، هنوز
مصطفی فحص
نظام ایرانی در مرحله بعدی تلاش میکند جهت آمادگی برای دوره انتقالی و تضمین پیوستگی آن با هدف حفظ مشروعیت انقلابی که نیازمند ثبات و انسجام سیاسی و عقیدتی نهادهای قدرت است، خانه داخلی خود را بازچینی کند. به همین دلیل نگاهها به سمت «سپاه پاسداران» دوخته شده به عنوان تنها نهادی که میتواند با همآهنگی آنچه در ایران به «بیت رهبری» شناخته میشود، به طور مستقیم این مأموریت را انجام دهد. اولین نشانههای طرح سیطره یافتن برنهادهای حکومتی پس از انتصاب شخصیت دینی رادیکال در رأس قوه قضائیه خودنمایی کردند؛ چرا که ابراهیم رئیسی به عنوان یکی از اثرگذاران در حلقههای «بیت رهبری» شناخته میشود و به فرماندهی «سپاه پاسداران» نزدیک است. سپس گام دوم و مهمتر در نشانههای پیرامون تغییر در ماهیت قدرت در ایران براثر سیطره «سپاه پاسداران» بر بیش از نیمی از کرسیهای مجلس شورا و انتخاب یکی از ژنرالهای سابقش قالیباف به عنوان رئیس آن برداشته شد. اما اوج تمکن یافتن نظامیگری یا «سپاه» در ماه نوامبر گذشته بود وقتی که وزیر دفاع سابق ویکی از چهرههای برجسته نظامی در «سپاه» ژنرال حسین دهقان خبر از قصد خود برای ورود به رقابت ریاست جمهوری آینده در ماه جولای سال 2021 داد.
در روز 20 دسامبر جاری مجلس شورا راه قانونی را برای ورود فرماندهان نظامی به رقابت ریاست جمهوری بازکرد پس از اینکه برخی نمایندگان با طرح قانونی مخالفت کردند که فراکسیون اصلاح طلبان ارائه داده بود. طرحی که پیشنهاد ممنوعیت نامزدی فرماندهان عالیرتبه نیروهای مسلح با درجه سرتیپی و بالاتر برای انتخابات ریاست جمهوری را میداد. قانون با اکثریت 207 رأی از 237نماینده حاضر درجلسه تصویب
مارال سعید
فهم غالب از “تحوّل اجتماعی” در جوامع بشری تا سالهای پایانی قرن گذشته، همانا “تحوّل” از کانال کسب قدرت سیاسی عنوان می شد. این استنباط و راهکارهای آن علیرغم خُسران بسیار، در کمتر جائی بر شاخش میوه ی ارزشمند روئید. مگر آنکه در میانه ی راه، سوزنبانان، قطار به ریل صحیح چرخانده باشند. درهرحال، تجربه ی زیست تاریخی بشر نشان داد؛ اگر “تحوّل” بر همان ریل پیشین جلو آمده باشد، در بلند مدّت، به ضَرس قاطع الزاماً؛ «تغییر قدرت سیاسی به تغییر مناسبات اجتماعی نمی انجامد!»
با آنکه در مَبحث تحوّلات اجتماعی، دو نظریه (کسب قدرت سیاسی – تغییر مناسبات اجتماعی) دوشادوش هم آمده اند، ولی همیشه تغییر مناسبات اجتماعی مَنوط و یا در سایه ی تغییر در مناسبات سیاسی جوامع قرار داشته است. البته همیشه پرچمداران، مُروّجان و مُبلّغان تحوّلات اجتماعی از طریق کسب قدرت سیاسی، خود را حامیان و حامِلان فرهنگِ نوین و انسانسازِ دوران مُعرّفی نموده و می نمایند. لیک تجربه ی تمامی انقلابات از انقلاب کبیر فرانسه تا انقلاب بهمن ١٣۵٧ ایران عکس این مُدّعا را به اِثبات رسانیده اند. اما باوجود تمامی فاکتهای
فرشتە قاضی
«به کردی گفت هیلاکم، خیلی خسته و ناراحتم، و خواست با دخترش صحبت کند. چند بار تکرار کرد که دیزلآباد هستم. حرفهایش درهم بود. مثل یک انسان معمولی نبود. مثل اینکه جایی شکنجه شده باشد. تلفن قطع شد. جنازهاش را که پیدا کردیم، جنازه هنوز گرم بود و جای تزریق روی پایش بود.»
عایشه مفاخری، همسر ملا محمد ربیعی، امام جمعه اهل سنت کرمانشاه، بعد از ۲۴ سال در مصاحبه با رادیو فردا از جزئیات قتل او میگوید که یکی از دهها قربانی قتلهای زنجیرهای در جمهوری اسلامی است.
ملا محمد ربیعی، معروف به ماموستا ربیعی، ۱۲ آذر ماه ۱۳۷۵ در کرمانشاه به قتل رسید و وزارت اطلاعات مسئولیت قتل او را، همچون قتل دهها دگراندیش و منتقد و نویسنده و مترجم دیگر که در آن دوره زمانی هریک بهگونهای مشکوک اما معنادار به قتل رسیدند، بر عهده نگرفت.
ماموستا در لغت به معنی استاد است و به عالمان دینی اهل سنت در کردستان گفته میشود.
عایشه مفاخری، همسر ماموستا ربیعی، نخست از احضارها و بازجوییهای متعدد همسرش توسط وزارت اطلاعات میگوید: «سال ۷۵، اطلاعات مرتب او را تحت نظر داشت. مرتب میگفتند سؤال داریم و او را میبردند. میپرسیدم چی گفتند، میگفت برای اصلاح جامعه میپرسیدند و بعضی چیزها را نمیشود گفت.»
مدتی قبل از قتل اما، ماموستا ربیعی از آخرین احضار و بازجوییها با همسرش سخن میگوید و جزئیات بیشتری را بیان میکند؛ بازجوییای که خودش تصور میکرد به کشته شدنش ختم
والری ژیسکار دستن هم رفت، رئیسجمهور فرانسه در گرماگرم انقلاب ایران و از شرکتکنندگان در اجلاس گوادلوپ؛ اجلاسی که با توجه به رویدادهای داخلی ایران و تضعیف شدن روزافزون موقعیت حکومت وقت، به این استنباط رسید که حمایت از ماندن شاه احتمالاً بیچشمانداز است و باید آماده قبول آن و تمشیت معادلات جدیدی از قدرت در ایران شد.
تا دستن برای بررسی و تصمیم مشترک در باره بحران انقلاب ایران به ضرورت تشکیل اجلاس گوادلوپ با شرکت رهبران سه قدرت مهم غربی دیگرِ آن زمان برسد، آیتالله خمینی سه ماهی میشد که در پی رانده شدن از عراق به فرانسه رفته بود و در نوفل لوشاتو به تمشیت و تشدید خشم و خروش در ایران مشغول بود.
دستن در همان ابتدا یک بار تلاش کرده بود که خمینی را از فعالیت سیاسی در خاک فرانسه بازدارد و بعدتر هم درصدد برآمده بود او را به الجزایر اخراج کند و در هر دو بار هم با تعجب متوجه شده بود که حکومت شاه با این اقدامات موافق نیست، چه از باب خراب نکردن بیشتر وجهه خودش و چه از باب نریختن نفت بر آتشی که در خیابانهای ایران شعلهور بود.
دستن از گزارشهایی که سفیر فرانسه از ایران میفرستاد و درک نماینده ویژه اعزامی خودش به تهران، دستمایهای ساخت برای برگزاری اجلاسی با سه رهبر یادشده، در گوادلوپ، مجمعالجزایری در غرب اقیانوس اطلس در دریای کارائیب که نام و آوازهاش در جهان با انقلاب ایران پیوند خورده است.
روز ۱۴ دی ۱۳۵۷ که اجلاس با شرکت دستن و جیمی کارتر (رئیسجمهور وقت آمریکا)، هلموت اشمیت (صدراعظم آلمان) و جیمز کالاهان (نخستوزیر بریتانیا) آغاز شد، دستن و اشمیت بیشتر به ادامه حمایت از شاه و فرستادن پیامی به شوروی تمایل داشتند مبنی بر این که در ایران خبری نخواهد شد و شما هم دست از پا خطا نکنید.
ولی وقتی که موضع تردیدآمیز کارتر و کالاهان را در اینکه شاه دوام
علی حیدری
نويسنده و فعال سياسی عرب اهوازی
سیزدهمین دوره جام جهانی مکزیک در سال 1986 را بدون تردید باید جام «دیگو آرماندو مارادونا» نام نهاد. این دوره شاهد چندین حادثه منحصر به فرد بود که مهمترین آنها در بازی یک چهارم نهایی میان دو تیم آرژانتین و انگلیس رخ داد. بازی به یاد ماندنی که مارادونا دو گل استثنایی به کشوری زد که جنگ فالکلند (مالویناس) را با اشغال چند جزیره در آبهای آرژانتین بر آن کشور تحمیل کرده بود؛ گل معروف به «دست خدا» و گل معروف به «گل قرن» که مارادونا طی آن نیمی از بازیکنان ملی پوش انگلیس را دریبل زد و دروازهٔ «پیتر شیلتون» را فتح کرد.
جام جهانی ویژهای بود! بازیکنان بزرگی مانند رومنیگه و فولر و شوماخر از آلمان غربی، پلاتینی، تیگانا و فرناندز از فرانسه، زیکو، کاره کا و سوکراتس از برزیل، لنیکر، وادل و جان بارنز از انگلیس و… در مکزیک حاضر بودند و در یکی از رویاییترین بازیها میان فرانسه و برزیل دو اسطورهٔ جهان فوتبال یعنی پلاتینی و زیکو دو پنالتی حساس را از دست دادند.
من اما هرگز بازی آرژانتین – انگلیس را فراموش نخواهم کرد. چقدر خوششناس بودم که آن بازی را بطور مستقیم تماشا کردم و آن دو گل را از بهترین بازیکن تمام دورانها بطور زنده دیدم. مگر چند بار احتمال تکرار چنین بازیهایی و زدن چنین گلهایی بواسطهٔ اسطورههایی ابدی مانند مارادونا وجود دارد!
دیدن این بازی در تابستان سال 1365 شمسی برای ما که ساکن نبش لین سه آسیه آباد در اهواز بودیم و ایام سختی از جنگ ویرانگر ایران و عراق را سپری میکردیم بی دغدغه و راحت نبود. بحث «مک فارلین»، «جنگ نفت کشها» و گسترش بحران اقتصادی به دلیل کاهش
علی حیدری
نويسنده و فعال سياسی عرب اهوازی
سیزدهمین دوره جام جهانی مکزیک در سال 1986 را بدون تردید باید جام «دیگو آرماندو مارادونا» نام نهاد. این دوره شاهد چندین حادثه منحصر به فرد بود که مهمترین آنها در بازی یک چهارم نهایی میان دو تیم آرژانتین و انگلیس رخ داد. بازی به یاد ماندنی که مارادونا دو گل استثنایی به کشوری زد که جنگ فالکلند (مالویناس) را با اشغال چند جزیره در آبهای آرژانتین بر آن کشور تحمیل کرده بود؛ گل معروف به «دست خدا» و گل معروف به «گل قرن» که مارادونا طی آن نیمی از بازیکنان ملی پوش انگلیس را دریبل زد و دروازهٔ «پیتر شیلتون» را فتح کرد.
جام جهانی ویژهای بود! بازیکنان بزرگی مانند رومنیگه و فولر و شوماخر از آلمان غربی، پلاتینی، تیگانا و فرناندز از فرانسه، زیکو، کاره کا و سوکراتس از برزیل، لنیکر، وادل و جان بارنز از انگلیس و… در مکزیک حاضر بودند و در یکی از رویاییترین بازیها میان فرانسه و برزیل دو اسطورهٔ جهان فوتبال یعنی پلاتینی و زیکو دو پنالتی حساس را از دست دادند.
من اما هرگز بازی آرژانتین – انگلیس را فراموش نخواهم کرد. چقدر خوششناس بودم که آن بازی را بطور مستقیم تماشا کردم و آن دو گل را از بهترین بازیکن تمام دورانها بطور زنده دیدم. مگر چند بار احتمال تکرار چنین بازیهایی و زدن چنین گلهایی بواسطهٔ اسطورههایی ابدی مانند مارادونا وجود دارد!
دیدن این بازی در تابستان سال 1365 شمسی برای ما که ساکن نبش لین سه آسیه آباد در اهواز بودیم و ایام سختی از جنگ ویرانگر ایران و عراق را سپری میکردیم بی دغدغه و راحت نبود. بحث «مک فارلین»، «جنگ نفت کشها» و گسترش بحران اقتصادی به دلیل کاهش
عبدالعزیز حمد العویشق
دبیرکل امور سیاسی و مذاکرات شورای همکاری کشورهای خلیج
«گفتوگوی منامه» پس از بررسیهای فشرده که بیشترآنها حضوری و برخی مجازی بودند، روز یکشنبه به کار خود پایان داد و همچون سالهای گذشته بر امنیت خلیج متمرکز بودند. دراین گفتوگوها وزرا، مسئولان و کارشناسانی از امریکا، آسیا و اروپا با همتایان خود در خلیج و جهان عرب شرکت کردند. تشابه دیدگاهها پیرامون تهدیدهای پیش روی خلیج و اینکه با در نظر گرفتن سلوک ایران پس از امضای توافق هستهای کنونی درسال 2015، چگونه میتوان درسال 2021 با آن مقابله کرد، به شکل ویژهای چشمگیر بود. همچنین با درنظرگرفتن تشکیل دولت جدید درواشنگتن در ماه ژانویه که کمتر با ایران رفتار سختگیرانهای خواهد داشت و دولتی دیگر که ماه ژوئن درتهران برسرکار میآید که احتمالاً نسبت به ایالات متحده موضعی تند داشته باشد.
کارشناسان نظامی به تفصیل درباره اینکه چگونه نیروهایشان توانستند به طور کامل مانع ایجاد مزاحمت توسط ایران برای کشتیهای تجاری و تحریک کشتیها نظامی بشوند که درسالهای اخیر بسیار شایع شده بود سخن گفتند. آنها توضیح دادند، برتری آشکار نیروهای مشترک خلیجی-امریکایی-بریتانیایی مانع از این شد که ایران به فکر راه انداختن جنگ با سلاح سنتی بشود.
کارشناسان اشاره کردند، ایران برای آنکه بتواند این نقیصه را برطرف کند به جنگ افزارهای غیرسنتی مانند حملاتی که سال گذشته علیه تأسیسات نفتی انجام داد پناه برد و نمایندگانش دست به چنین حملاتی به اهداف غیرنظامی در پادشاهی عربی سعودی زدند. از زمان برقراری انقلاب درسال 1979، تهران برای نفوذ در کشورهای همسایه سعی دربهکارگیری این ابزار داشت؛ دست به آموزش و مسلح ساختن و حمایت